نایت اسکین

 

 

 

سسسسسلاااممم

 

 

سلام دوستای گلم

حالتون خوبه؟

عیدتون مبـــالک.

 

 

امیـــدوارم عبادتتون قـــبول باشه و ماه رمضون خوبی رو،گذرونده باشید.

 

منم خدارو شکـــرخوبم.شِکـْـلـَکْ
 هآے خآنومے

 

هفته پیش و همینطورشبای احیا رفته بودیم ییلاق و خیلی خوب بود.

الانم ک شمال هستم و هوای شمال فوق العاده خنکه و باد خنک میزنه. 

خونه ی ما هم نزدیک دریاست،پریشب از بس باد آروم وخنک میزد از پنجره ی اتاقم،بوی دریا و ماهی می اومد.

خیلی آب و هواش عالیه.واقعا لذت میبرم.

 

خیابونا هم حسابی شلوغ شده از هجوم مسافرین عـــزیز!

 

پسرخاله ام(عباس کوشولو) ازییلاق اومده شمال و الآن پیشمونه.آخه عمه ام که زنداییمم میشه،دستش زخمی شده و بیمارستان آمل بستری شده و خاله ملوسم،پیششه تو بیمارستان.این شد ک عباس(پسرخاله فاطمه)از ییلاق باهاش اومد شمال تا چند روز بمونه.

 

1شنبه ی هفته ی پیش چون شبش از ییلاق با دایی مامی برگشتیم،صبحش نرفتم کلاس زبان و 1غیبت خوردم.نایت اسکین

هنوز 3تا غیبت دیگه مجازم.

باید کم کم واسه ارشدم خودمو آماده کنم.از الآن استـــرس گرفتم.کتابای تست مدرسان شریف باید سفارش بدم و از مهر باید کلاساشو ثبت نام کنم.

 

دراثر روزه و رژیمی ک گرفتم،خیلی لاغـــرشدم.طوری که هرکی منو می بینه،بهم میگه.نایت اسکین

به قول خاله ام که امروز گفت خیلی تابـــلو شدی!

امیدوارم همین طور بمونم و دیگه کم و زیاد نشم.

ماه عسل امسالم کولاک کرده بود.به خصوص برنامه ی امـــروزش!

امیدوارم که رضا هم پدر و مادرشو پیدا کنه.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

خب دیگه...اینم از پست عید فطــری من!

 

دوشــــتتون  دالـــم ســـدیده ســــدید

 

نایت اسکین

 

بای تا هایتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير 















زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

| سه شنبه 7 مرداد1393| 22:7 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

 

نایت اسکین

 

 

 

سسسلااااامممم

 

 

 

 

خوبین دوستای گلم؟

 

نماز روزه تون قبول حق باشه.نایت اسکین

 

منم دعا کنینا!

 

درسته که تابستونه اما من اصلا روزه گرفتن برام سخت نیست.فقط یه کوچولو دم ظهرگرسنه ام میشه.

مامان اینا 4شنبه شب رفتن ییلاق و من تنها بودم.مامی گفت روزه نگیر،یهو فشارت میاد پایین و ما نیستیم اون موقع!

2شبم تنها بودم.آخه چهلم زن عموی مامی بود،از طرف دیگه به خاطر کارای خونه هر هفته میرن و میان.هرچند هفته ی پیشم چند شب تنها بودم.اصلانم نمیترسم از تنهایی.

 

یه حس آرامش خاصی دارم تو تنهایی!شکلک یاهو - جدید - تصاویر زیبا ساز

 

این هفته هم چون شب قدر هست و مراسم و افطاری تو حسینیه ی ییلاق برگزار میشه،شاید برم.هنوز معلوم نیست.

 

راستی بالاخره به یکی از آرزوهای کوچیکم رسیدم و گوشواره ی دومی هم 5روز پیش خریدم.

گفته بودم که پارسال یه گوشواره توپی داشتم و فروختمش و به جاش دستبند خریدم اما خب میخواستم بالاخره گوشواره ام بیاد سرجاش.این شد که رفتم و یه مدل که خیلی وقته دوسش داشتم،534تومن خریدم.

 

اینم گوشواره ی خوشگلم(صدفی):

 

 

 

 

عکس نصب در محل.(اونم که گوشواره ی قبلیمه)

 

 

 

خیلی دوسش دارم.تو فکر اینم که یه سوراخ دیگه هم گوشمو بکنم تا ازاین گوشواره کوچولوهای ماه یا ستاره بخرم.

 

آخه خیلی شدید عاشق طلام.

 

کلاس زبانم از 10تیر شروع شده و خیلی دوسش دارم.نایت اسکین

 

روزاولی که رفتم(کلاسش بعدازظهربود)،دیدم با چند از دوستامون هستیم ولی استادش فرق داشت و فوق العاده هم سخت گیر.اونم بهمون گفت حداقل 10نفرتون باید برین کلاس ساعت 10صبح.چون جمعیت کلاسمون زیاد بود.

 

اولش برام سخت بود اما وقتی گفت همون استاد ترم پیشمونه،منو دوستام قبول کردیم و این شد که کلاسام شده 1شنبه و 3شنبه ها مثل روال قبل اما ساعتش شده 10 تا11:45صبح!نایت اسکین

یکی ازهمکلاسی های دانشگاهم(سحرجون) که خونشون آمله،همون ساعت کلاس زبان داره و باهم قرار میذاریم و تا من برسم آمل،باهم میریم کلاس.نایت اسکین

فردا صبح میشه 4مین جلسه.جلسه ی پیش منو برد جلو و بلد بودم خداروشکر.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

نمره های دانشگاهم همشون اومد و فوق العاده راضی بودم.پایان نامه هم که خداروشکرنمره شو استاد برام گذاشت البته بهشsmsزدم.چون دیدم همه ی نمره ها اومده الا این که اونم از ترم پیش تمدیدش کرده بودم.استاد یادش رفته بود که بهش CDتحویل داده بودم البته منو دوستم(سحر)باهم گروهی بودیم اما سحر یعنی اندازه ی نوک سوزن همکاری نکرد و همه ی کارا رو،خودم انجام دادم.http://www.msnhiddenemoticons.com/Library/extra_large/school/default/easy_test.gif

 

راستش 2ترم  پیش،موقعی که استاد گفت میتونین گروهی کار کنین و من به سحر گفتم که باهم باشیم،اون بهم گفت من دستی دستی گور خودمو کندم اما انگار برعکس شده بود.

 

 

 

اشکالی نداره.به قول خودش خوش ب حال من که واقعا برام یه تجربه ای واسه پایان نامه ی ارشد شده.نایت اسکین

 

حالاجای شکرش باقیه که استاد زیاد به پایان نامه گیر نداد.هرچند 17 داد اما حداقل نمره ی این برام مهم نیست.چون واقعا خسته کننده بود برام.خستگي زياد

 

حالا دیگه منتظرم درسای ترم بعد ارائه شه و 9 واحد باقی مونده هم بردارم.

 

 

ااا...اینم بگم که امروز تبلد نازی جونه.(دختر دختر عموی مامی و دختر پسرعموی بابی)

تبلدت مـــبالک نازی جون.

 

شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

 

 

چند روز پیشم تولد یکی از همکلاسی هام بود.بهش 2بارsmsتبریک دادم اما یه تشکر خشک و خالی نکرد.بدم اومد ازش!

 

بیخـــیالش!

 

 

خب دیگه...اینم از پست این دفعه!

 

التماس دعا دارم ازتون تو این شب های قدر!

 

دوشتـــــتون دالـــــــم ســدیده ســـدید

 

 

نایت اسکین

 

 

 

بای تا های

 

 

 

 

| شنبه 21 تیر1393| 16:44 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |





نایت اسکین

 

سسسسلااااامممم

 

 

نایت اسکین
من اومدم بدون اســـترس امتحانا!
نمره هام خیلی خیلی خوب بوده.فقط یکیش مونده بیاد.اونم روانشناسی رشد(2) که واقعا یه خرده استرس دارم.
منتــظرم تادرسای ترم بعد ارائه شه تا بدونم چه روزا و ساعاتی بااین10 واحد باقی مونده کلاس دارم.
امتحان فاینال زبانم بانمره ی 93از100 پاس کردم.ثبت نام ترم تابستون کانون زبانم انجام دادم.مثل ترم قبل همون 1شنبه و 3شنبه ها(4:30 تا 6:15)برداشتم البته 6:30 تا8:15 هم کلاس داشت اماچون شب می شد،برنداشتم.

 هفته ی پیش(4شنبه) بعد اینکه امتحانم تموم شد،بعدازظهرش دایی مامی زنگ زد که منو مامی باهاش بریم ییلاق.اولش دوس نداشتم برم اما مامان خیلی اصرارکرد که بریم.نایت اسکین

 

ساعت9شب بود،رفتیم و دایی مامان تو راه می گفت که تو اومدی،دلمون وا شد.

 

 

خلاصه ساعت12بود رسیدیم.واسه خوابیدن میخواستم برم خونه ی خاله فاطمه اما نذاشتن.فرداش همه ناهاررفتیم خونه ی خاله و ریحان جونمو دیدم.

 

 

ریحانم راه می رفت.اصلا باورم نمیشد.تا منو دید،شناخت و سریع اومد بغلم وکلی بوسم میکرد.

 

 

5شنبه بعدازظهرش با خاله اینا ودایی و زن دایی مامی و دختردایی مامی باهم رفتیم تو دل صحرا و عصرونه خوردیم.برگشتنی هم منو دختردایی مامان و شوهرخالم و پسرخالم پیاده اومدیم تاخونه.آب وهواش وطبیعتش انقد خوب بود که با تمام وجودم ازاون پیاده روی لذت بردم.

 

پیاده روی رفتنی ازداخل صحرا که ازتو این گلزار رفتیم:

 


 

اینم عکس پیاده روی مون درحال برگشت با آهنگای ملایم:

اون 2 نفرم شوهرخاله و پسرخالم(عباس)هستن که جلوترازمابودن.

 

 

 

شام اون شبم خونه ی دایی مامی بودیم و فرداصبحش چون خاله اینا قراربود بیان شمال به خاطراینه وسایل خونه دانشجویی جواد رو،ببرن تهران،منم باهاشون اومدم.

منو رسوندن خونه و بعدش رفتن.مامانم غروب از ییلاق اومد.

 

جمعه برگشتیم اما دوباره1شنبه ی همین هفته منو مامان و بابا به خاطرکارای خونه رفتیم ییلاق و 4شنبه بعدازظهربرگشتیم.نایت اسکین

هواش انقد خنک بود ولی خب حوصلم سر رفته بود.

الآنم تنهام.آخه دیشب مامانی یا داییش رفته ییلاق و شب برمیگرده.کلا امسال باید تو راه ییلاق و شمال باشیم به خاطرخونه سازیمون!

 

 

اینم ادامه ی فرآیند خونه:

 

 

اون پنجــره ی سمت چپی میشه اتاق من!

اینم منظره ی بیرون ازسمت پنجره ی اتاقم که خیلی دوسش دارم.

اون سقف نارنجی هم خونه ی خاله اس.(ریحان جونم)

 

 

 

و اینم نمای داخـــلش:

 

 

 

 

امیدوارم هر چه زودترآماده شه تا ازگرمای شمال برم اونجا و حالشو ببرم.

 

 

 اونجا هم کلی گل محمدی چیدیم واسه دمنوش!خیلی خوشبوئه!

 

 

خب بازچی بگم؟

 

آهان...

امروز تولد دوست خوبم سمانه جون و دخترعمه ام،فاطمه کوشولو بود که به هر2شون تبریک گفتم.

نایت اسکین

 

 

دخترداییم(محبوبه)هم امروز کنکورداشت که امیدوارم قبول بشه که میشه.چون واقعادرسش عالیه مثل خودم!

 

3شنبه هم کلاس زبانم شروع میشه.قراربود امسال برم خیاطی اما مادری گفت سال بعد برو!

یادش بخــیر...پارسال ازاول تیررفته بودم آموزش تزریقات!

از1شنبه هم که به سلامتی ماه رمضونه.خیلی سخته تو این گرما بادهن روزه برم آمل کلاس زبان اما خب چاره ای نیست.

 

اینم از اولـــین پست تابستونی93.

 

 

دوشتتـــــــــون دالم ســــدیده ســدید

 

 

نایت اسکین

 

 

 

بای تاهای

 

 

 

 

 

پی نوشت:واسه شام میخوام ماکارانی خوشمسه درست کنم با ته دیگ سیب زمینی!

| جمعه 6 تیر1393| 18:49 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

 

 

نایت اسکین

 

 

 

سسسلااامممم

 

 

من اومدم دوس جونا.

میدونم خیلی دیرشده ونزدیک1ماهه ولـــی توپست قبلی اخطارداده بودم که کارروسرم ریخته وایام امتحاناتم هست.نایت اسکین

 

همه ی کاراموانجام دادم خداروشکر.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

پایان نامه ی خودمودوستموکاملادرست کردم وتموم شد.گزارش کارورزی هم کامل کردم وتحـــویل استاددادم.نایت اسکین

 

الآنشم یه نیم ساعتــی میشه ازسرجلسه ی امتحان(راهنمایی تحـــصیلی وشغلی)برگشتم وامتحانم عالی بود.اولین نفری بودم که بلندشدم.

 

فرداوپس فرداهم امتحان دارم که خوندمشون.3شنبه هم فاینال زبان دارم و4شنـــبه هم امتحان آخری دانشگاهه وترم7هم تموم میشه خـــداروشکر.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

هفته ی پیش 6روزی تنهابودم.آخه مامان اینارفتن ییلاق برای کارای خونه ومن شده بودم خانم خونه!

کلی غذاهای خوسمسه برای خودم درست کردم نوش جان فرمودم.

ریحانه جونمم رفته بودییلاق ومامان میگفت همه جاباخودم میبردمش.دلموبردازبس ازخوشــمزگیاس برام تعریف کرد.

 

خاله اینا2هفته اس رفتن ییلاق وقراره این هفته بیان شمال وبعدش برن تهران.منم میتونم ریحانموباخیال راحت ببینم.

 

خب بازچی بگـــم؟

 

 

 

دیشب خیلی بارون قشنگی بارید.

انقدخوشم اومدالبته هفته ی پیشم بارون شدیدی اومدکه توبعضی شهراباعث سیـــــل شد.

 

اینم حیاطمون بابارون قشنگش:

 

 

 

من دیگه برم کم کم.نایت اسکین

 

دوشتتون دالــــم ســـدیده ســـدید

 

 

 

 

نایت اسکین

 

 

 

 

بای تاهای

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:ایشاا...خداازت نگذره وتوزندگیت خیرنبینی الهه خانم!همیشه نفرینت میکنم.

| شنبه 24 خرداد1393| 11:40 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

 

نایت اسکین

 

 

سسسسلاااامممم

 

من اومدم بالاخـــره.

 

میدونـــم دیرشده اماخب شماببخــــــشید.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

نمیدونم ازچی بگم.

4شنبه ی هفته ی پیش خاله فاطمه اینااومدن شمال وقراربودبرن ییلاق،منم باهاشون رفتم البته خودمونم قراربود5شنبه بریم به خاطـــرولیمه ی کربلای زن عموی پــدری وهمینطورساخت ویلای ییلاق که به سلامتی پایه شو،ساختیم امامن به اصرارخاله باهاشون رفتم ومامان ایناشبش اومدن.نایت اسکین

 

هواهم ازشانس ماانقدبارونی وسردبودکه حدنداشتاماجمعه دیگه آفتابی وگرم بود.

ریحانه جونم که بزنم ب تخته پامیشه وبانگه داشتن درودیوار،راه میره.

عاشق کفش ودمپاییه.هی میگه کفشموبپوشین پام.پشت سرهم میگه پا،پا!

وقتی4شنبه ازبیرون اومدم خونه ودیدمش،انقدذوق کرده بود.

                    الهــــــــــی قبونس بسم.

 

عاشق این عکسشم

بهش میگم مسقانبســــــتی؟سرشوتکون میده که یعنـــی نه!

 

 

 

اینجاهم که ایستاده.

 

 

جمعه بعدشام برگشتیم شمال البته خاله اینابعدازظهرش رفتن تــهران.

 

اینم پی ریزی ویلامون.

 

 

 

میخوایم این مدلی بسازیم. 

 

اون که بیل دستشه،دایی مامانمه که داشت به بناکمک میکرد.دستش دردنکنه.خیلی زحمت کشید.

 

 

 

 

اینم گل حیاطمون که خیلــی دوسش دارم.

 

 

ازدانشگاه بگم که خداروشکرامروزدیگه آخرین روزکلاسابودالبته فرداهم کلاس دارم امانمیرم.چون3تاغیبت داشتم،ترسیدم که استادبخوادحذفم کنه امابهش ایمیل زدم که کسالت دارم ونمیتونم بیام وخواهش کردم که حذفم نکنه.بنده خداجواب دادمشکلی نداره.

امروزم بیخوداین همه راه رفتم وکرایه دادم امااستاداومدگفت مصاحــبه ی دکتراداره وبایدبره.قراربودپاورپوینـــتموارائه بدم اماگفت موقع امتحان بهم تحـــویل بدین.

هیچی دیگه...بالاخره اومدم خونه وکلاس زبانم که بعدازظـــهربود،نرفتم.آخه تا4تاغـیبت مجازیم ومن باامروز،2تاغیبت دارم و2تادیگه هم میذارم موقع امتحاناکه زمانش باکلاس زیانم تداخل داره.

امــروزم سالگردازدواج دخترخالم(کبری جان)بود.تنهادخترخاله ای که دوسش دارم یه خرده وازبقیه بهتره.تازگیاشنیدم بارداره.هرچندیه پسر3ساله هم داره.

ایشاا...همیشه خوشبخت باشه.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

راستیSPSSپایان نامه هم آماده شده وپولش شده70تومن که منودوستم(سحــرجون)چون باهم بودیم،نصف کردیم.نایت اسکین

حالابایدفصل آخرشم آماده کنم وتحویل استادبدم.گزارش کارورزی آموزش وپرورشم کامل تایپش نکردم.یه سفارش تایپم که پایان نامه اس،دوستم(مریم)بهم داده که بایدتاموقع امتحانابراش آماده کنم.گفت به جای اینکه بدم به غـــریبه،میدم به تو.آخه کارت تمیزه.نایت اسکین

امتحانامم17خـــردادشروع و27خردادم تموم میشه.28خردادم فاینال زیان دارم.

هیچی دیگه...حسابی سرم شلوغ بید.

ازدست این ترم لعــنتی خسته شده بودم ازبس6صبح بیدارشدم.

راستی جواب ارشدم اومدومجازنشدم.آخه هیچی نخونده بودم وهمینطوری آزمایشی رفتم واسه امتحان.امتحان اصلیم بهمن امساله که100%قبولم.هرچنداگه قبولم می شدم،نمیتونستم برم.آخه9واحددارم ویه ترم مونده.

بعـــضی ازدوستام درسشون این ترم تموم میشه وچندتاشونم قبول شدن حتی اونیکه اصلافکـــرشونمیکردم بارتبه ی180بااینکه اصلاتستش خوب نبود.

2شنبه ی هفته ی پیش(22اردیبهشتم)جشن فارغ التحــصیلیمون بودولی من چون قبلش ثبت نام نکرده بودم،نرفتم.از4بعدازظهرشروع شده بودتا8شب به صرف شام که سلف دانشگاه میدادن.بعضی ازدوستام باشوهراشون وخونوادشون رفته بودن البته همراه بایدنفری15میدادن.خوددانشجوهم باید30تومن میداد.

مــزخرف بود.

اینم ازاخــباراین مدت من...

 

دیگه عرضــی نیست.

 

دوشتـــتون دالم ســـدیده ســــدید

 

نایت اسکین

 

بای تاهای

 

 

 

| سه شنبه 30 اردیبهشت1393| 20:22 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |