سسسسلااامممم

 

 

 

نایت اسکین
خوبین دوستای گلم؟
خیلی تأخــیر داشتم.
جونم براتون بگه سخت مشغول خوندن برای کنکور ارشدم و حسابی وقتم پُره.
دعا کنید خوب بتونم درسارو بخونم و وقت کم نیارم.
یادش بـــخیر...انگار همین دیروز بود که داشتم واسه کنکور کارشناسی میخوندم و استرس داشتم.
واسه تاسوعا و عاشورا هم رفته بودیم ییلاق و واقعا خوب بود و خوش گذشت.نایت اسکین

 

بعد ازظهر تاسوعا یک برف سنــگینی اومد که فرداش ییلاق،سفید پوش شده بود و خیلی قشنگ شده بود.
هوا به شدت سرد بود اما خدارو شکر همه چی خوب بود و ما هم بعد شام غریبان برگشتیم شمال.
از بس هوا خراب شده بود،فرداش خاله ودایی اینا توراه تهران نتونستن برن و برگشتن شمال و پس فرداش رفتن و منم کلی با ریحان جونم باسی تدم.
این از برف ییلاق
http://www.uplooder.net/img/image/39/c8e7f4d2b3bab6963c5d69ff44552f47/%D8%B9%DA%A9%D8%B31167.jpg
از ریحانم هر چی بگم،کم گفتم.از بس شیرین زبون و به من وابسته شده.
اون شبی که رسیدیم ییلاق،مستقیم رفتیم تو تکیه و ریحان تا منو از دور دید،خندید و به مامانش گفت که من اومدم.
از خوشحالی دور خودش می چرخید و می اومد بغلم.نایت اسکین
تمام این چند روزی که ییلاق بودیم،دستش تو دست من بود و راه می اومد و من بهش غذا میدادم حتی روز عاشورا که من و مامان رفته بودیم طبقه ی بالای تکیه و خاله و ریحان،پایین بودن،یه سره به خاله می گفت که من کجام و بریم پیشش تا خاله مجــبور شد بیاد بالا پیش ما.
آخ من قـــربونت بشم.
Smiley
اینم ریحان جــــیگلم
http://www.uplooder.net/img/image/21/e642878ae96b4089215657708b28145f/DSC00184.jpg
عاشق این عکسشم
http://www.uplooder.net/img/image/48/2b1858ebeb560d95494476056e09ad22/%D8%B9%DA%A9%D8%B31146.jpg
شبیه دخمر دهاتیا سده!
http://www.uplooder.net/img/image/26/1a4de66e2dd56bbd919c2e0e54da8e8e/%D8%B9%DA%A9%D8%B31140.jpg
چند تا کتاب از مدرسان شریف سفارش دادم و برام آوردن و چند تا دیگه هم باید سفارش بدم.
خدا کنه فقط روزانه قبول شم.هرجا قبول شم،برام مهم نیست.فقط روزانه.
برام دعا کنید دوستای خوبـــم.
کلاس زبانمم میرم و خوبه.2جلسه ازم پرسید و واقعا عالی جواب دادم.نایت اسکین
ترم پیش ک نمره ام Top شده بود.امیدوارم این ترمم همین طور بشه.
خب دیگه...اینم از این پست.
راستی فردا تولد یکی از دوستای مدرسه ام هست.
لیلا جون(باخی جون) تبلدت مبـــالک.
نایت اسکین
دوشتــتون دالـــم ســـدیده ســـدید
نایت اسکین
بای تا های

 

| سه شنبه 27 آبان1393| 22:37 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:غروب عازم ییلاقم و 4شنبه برمیگردم...التـمـاس دعا!

| جمعه 9 آبان1393| 13:47 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

 

 

سسسسلااااممم

 

 

 

نایت اسکین

 

 

 

 

سلام دوستای خوبم

 

دلم خیلی براتون تنگ شده بود.نایت اسکین

 

ماشاا...انقد درگیر درس خوندن برای کنکور ارشد هستم که وقت ندارم بشینم پای نت.http://animationsa2z.com/attachments/Image/school/school7.gif

 

 

همش غروبا یه نموره میام نت.

نایت اسکین

 

هفته ی پیش رفتم دانشگاه واسه بار اول تو ترم8.

 

3بعد هفته رفتم دانشگاه اونم فقط شنبه و 1شنبه و 2شنبه به خاطر بارون شدیدی که می بارید،نتونستم برم.

 

درس اون روز هم تو حذف و اضافه(12مهر)برداشتم و فقط 14مهر غیبت داشتم اما دوستم(مبینا)بهمsmsزد که نیومدی،استاد حذفت کرد وگفت 4جلسه اس نیومده.open mouth surprised smiley

 

 

 

داشتم از استرس میمردم.به مبینا گفتم بهش بگو اولا که تو حذف و اضافه برداشتم،دوما 2جلسه اس غیبت دارم و سوما تو بارون شدید،ماشین نبود بیام.3D لبخند پر از خشم شکلک

 

 

قراره منو یکی ازدوستام که اونم حذف شده،بریم فردا باهاش صحبت کنیم و متوجه اش کنیم.

 

ترم آخری انگار با بچه طرفن نامـــردا! 

 

کلاس زبانم با اینکه 6تا8غروب هست ولی خداروشکر میرم.چند جلسه ی اول رو،با ماشین رفتم و برگشتم.چون فکر میکردم که از اون طرف دیر وقت میشه،شاید ایستگاه محمودآباد ماشین نباشه اما خداروشکر هست و راحت برمیگردم.

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

 

استادمون اصلا خوب نیست.خیلی تند و غلیظ به انگلیسی حرف میزنه و اصلا متوجه نمیشیم.جلسه ی پیش(4شنبه)رفتم جلو و خیلی خوب و کامل جواب دادم و دوستام بهم گفتن خیلی خوب بود و نمره ی کامل گرفتم.نایت اسکین

 

با اساتید درسای شنبه و 1شنبه ی دانشگاه حرف زدم که کلاس زبانم با ساعتشون تداخل داره و اجازه بدن که بعضی اوقات نرم سرکلاس اما یکیشون(شنبه)گفت فقط1جلسه(یعنی 4جلسه) بهت تخفیف میدم نیای واستاد1شنبه هم گفت که از کانون برام نامه بیار.

 

 

حالا قراره فردا که میرم کانون زبان،نامه بگیرم.خدا کنه دست نویس باشه تا شنبه رو،1شنبه تبدیل کنم.

 

آخه به استاد 1شنبه،دروغ مصلحتی گفتم که کلاسم تداخل داره.آخه واقعا برام سخته به خاطر یه کلاس این همه راه برم دانشگاه و کلی از کارام عقب بمونم.

 

کلاس زبانم فقط شنبه و 4شنبه اس.

 

مامان و بابا امروز رفتن ییلاق و تا آخرهفته به خاطر کارای خونه هستن.شاید مامان 4شنبه بیاد و جمعه همه باهم بریم که تاسوعا و عاشورا ییلاق باشیم مثل هرسال!

 

راستی دیروز رفته بودیم جشن عقد پسردخترعموی بابی و خوب بود.هرچند پارسال عقد کرده اما امسال جشن گرفتن.خنده داره ها!

 

تازشم کلی چیتان پیتان کرده بودم اما مراسم تو حیاط  و مختلط بود و مجبور شدیم با مانتو بشینیم.

 

خب بازچی بگم؟

 

آهان...

 

2تا از خریدای تهرانم که تو پست قبلی باید عکسشو میذاشتم،یادم رفت.

 

الآن میذارم.

 

یکیش روسری نخی بود که مامی برای خودش خرید اما من ازش گرفتم.چون خیلی بهم میاد و دوسش دارم.

 

 

5تومن بود از حراجی شاه عبدالعظیم.خیلی بهم میاد.

 

 

 

 

 

یکی دیگه هم مقنعه بود که رنگ بنفش تیره خریدم.چون پارسال از یه مغازه تو شاه عبدالعظیم،یه رنگ مشکی خریده بودم و جنسش خیلی خوب بود،دوباره رفتم همونجا.من رنگ سرمه ای تیره میخواستم اما نداشتن و اینو خریدم.

 

 

 

 

مانتو هم از پسرعموی بابا خریدم که فعلا خیاطیه تا آستینشو یه نموره کوتاه کنه.

 

 

خلاصه اینم از پست پر از تأخیر من!

 

 

تو ایام محرم،التــماس دعا دارم ازتون!

 

 

دوشتتون دالـــــــم ســـــــدیده ســــــدید

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

بای تا های

 

 

 

| جمعه 2 آبان1393| 22:43 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

 

 

نایت اسکین

 

 

 

 

سسسسلااااامممم

 

 

خوبین دوستای مهربونم؟

 

منم خیلی خوبم.نایت اسکین

 

عیدتون مبالک باسه.

 

 

 

 

 

من پریشب ساعت2:30 ازتهران اومدم شمال.

1هفته تهران بودم و خیلی خوش گذشت.آخه 2تا عروسی داشتیم.

 

امتحان فاینال زبانم که 23 شهــریور بود و100 نمره ی کامل امتحان کتبی رو،گرفتم.

 

91.gif91.gif 92.gif

 

 

انقد خوشحال شده بودم که حد نداشت.

 

ترم پاییزم ثبت نام کردم و به خاطر تداخل کلاسای دانشگاه،مجبور شدم 6تا8 شنبه و 4شنبه ها بردارم.

 

اگه یه کلاس 1شنبه ی دانشگاه نبود،راحت می تونستم 1شنبه و 3شنبه ها ساعت 4تا6 با دوستام بردارم ولی نشد.

 

حالا خداروشکر یکی از دوستای همکلاسی زبان ترم قبلم با من 6تا8 برداشت و ازطرف دیگه اون دوست همکلاسی دانشگاهم(سحرجون)که باهم میریم کلاس زبان وترم10 هستش،اونم 6تا8 برداشت که خیلی خوشحال شدم.چون حداقل اون وقت شب که تاریک میشه،تنها نیستم و باهم هستیم.نایت اسکین

 

کلاسای  دانشگاهم خبر ندارم که شروع شده یا نه اما دیروز که حذف و اضافه بود و درسامو جا به جا کردم.

 

ایشاا...از هفته ی دیگه میرم.

 

تهران که بودم،به خاطر کلاس زبانم،خیلی استرس داشتم که2جلسه غیبت خوردم.آخه از 5مهر شروع شده ولی دیروز به خاطر روز عرفه،کلاسا تعطیل بود.وقتی جمعه،دوستم(سحری)بهم sms داد وگفت،سریع بهش زنگ زدم و خیلی خوشحال شدم.Yah

 

آخه با خیال راحت رفتم عروسی و استرس فردا رو نداشتم.هرچند شبش برگشتیم اما خب انقد خسته بودم که حال و حوصله ی کلاس رفتن نداشتم.

 

از یکی از دوستای خوبم که ترم بالاتر و کانون زبان بابلسره،خواستم که لغتای درس1و2 رو برام بفرسته تا تکالیفمو بنویسم برای 4شنبه.

 

از ریحان جونم بگم که شدید شیطون سده و هرچی رو ببینه،میخواد.اگه هم ندیم بهش،گریه می کنه.بعضی وقتا بدجور میره رو اعصاب آدم و دلم میخواد موهاشو بکنم.

 

انقدم زرنگه که هرموقع آرایش میکنم،میاد پیشم و با دقت نیگا میکنه و دستشو میزنه به صورتش که یعنی به منم بزن.

 

الهــــی من قبــــــــونت بسم.

 

Smiley 

 

 

اینم عکس ریحانم تو علوسی با پیراهن خوشملس:

 

 

 

 

واسه عروسی جمعه،منو خاله رفتیم آرایشگاه و موهامونو درست کردیم و خیلی خوشمل سدیم.آخه عروسی دختر برادر شوهرخاله بود که همه طرفه فامیل ما هم بود و عروس(میناجون)دوست خودمم هست.همه بهم گفتن چقد خوشگل شدی و تغییر کردی.

 

خلاصه خیلی خوب بود و جای همه خـــالی!نایت اسکین

 

تهران که بودیم،رفتیم شوش.وااای ی ی ک چقد چیزای شیک و خوشگلی داشتن.نایت اسکین

 

سرویس چینی که تو سایت نو عروس پسندیده بودم،اونجا بود و مامی قیمت گرفت که قرار شد در آینده واسه جهیزیه خریدامونو بیایم شوش البته از اولشم قرارمون همین بود.

 

اینم سرویس چینی که 18 نفره قیمتش 2میلیون و خورده ای بود.

 

 

 

 

 

 

همه چی شیک و خوشگــــــل و آنتیک به معنای واقعـــی!

 

 

شاه عبدالعظیم هم رفتیم زیارت.آیینه ی تو جیبیمو گم کردم و یه آینه ی تو جیبی از بازار شاه عبدالعظیم خریدم که این ریحان خانوم وقتی رفتیم تو حرم بشینیم،ازم گرفت و وسطشو شکوند البته قابل استفاده اس ولی حیف شد.

 

آینه ی شکسته توسط ریــحان خانوم!

 

 

 

 

یه کفشم از تهران خریدم که ساده وشیکه.تو پا خیلی قشنگه.

 

 

 

 

شوهر خالم واسه ریحان النگو سفارش داده بود اما براش بزرگ بود که بعدازظهر5شنبه منو اون و عباس(پسرخالم)بردیم عوش کنیم و سایز 0 بخریم اما اینم براش بزرگ بود و قرار شد بعدا ببرن کوچیکش کنن ولی خوشگل بود.نایت اسکین

 

 

اینم النگوی ریحانم:

 


 

 

 

خاله فاطمه برای خودش چند تا لباس مجلسی خوشگل از خیابون برلن و شاه عبدالعظیم خریده بود که قیمتاش خیلی مناسب بودن.منم همشونو تست کردم و یکشیو ازش خریدم و قرار شد یه مدل دیگه از لباسشو هم بعدا بخره برام.هرچند رفته بودیم بخریم که مغازه بسته بود.

 

 

اینم ازلباسی که از خاله خریدم.خیلی بهم میاد با ساپورت ضخیم مشکی.

 

 

 

 

 

یه رژ مدادی و خط چشم هم خریدم که عالیه.

 

 

 

 

 

 

هیچی دیگه...اینم از ماجرای این مدت من!

 

این هفته هم که سالگرد زن عموی مامی(مادرشوهر خاله ملوسم )هست و مامان اینا 5شنبه میرن ییلاق.

 

من نمیرم.چون درسای ارشدمو باید بخونم و خیلی عقـبم.

 

خدا خودش کمکم کنه.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

من دیگه بروم.

 

 

دوشتتون دالــم سدیده سدیــــــــد

 

 

 

نایت اسکین

 

 

 

بای تا های

| یکشنبه 13 مهر1393| 14:30 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |

سسسسلاااااممم

 

 

نایت اسکین
 
 
سلام به همه ی دوستای خوب و مهـــربونم
 
 
من بازم با تاخـــیر اومدم.
 
جونم براتون بگه که این مدتی که غیبت داشتم،بدجوری در گیر و دار عروسیا بودیم.
 
 
اولین عروسی که بعد از پست قبلی رفتیم،بدک نبود.عروسش زیادی شیرین عقل
 بود و بساط خنده مون به راه بود.
 
 
 
خلاصه 2روز بعدعروسی،با داداشی رفتم ییلاق.آخه به خاله قول داده بودم که میام
 و چندروزی پیشت می مونم.
 
 
منو داداشی 2شنبه ظهر بود که از جاده ی آب پری نور رفتیم و توراه یک حادثه ی
 دلخـــراشی دیدم که گریه ام بند نمی اومد.
 
 
تصادف نبود!منم اولش فکر کردم ماشین رفت ته دره اما قضیه از این قرار بود که یه
 آقایی با بستگانش میان تفریح و فکرکنم در حال عکس گرفتن بود که پاش سُر
 میخوره و 700،600متر میره ته دره.ما که رسیده بودیم،سازمان امداد و نجات اومده
 بودن و داشتن با طناب می آوردنش بالا.
 
 
خانوم خودش و فامیلشون انقد جیغ می کشیدن که گریه ی منم در اومده بود و
 فوری به مامان زنگ زدم و اونم ترسید.نایت اسکین
 
 
خلاصه تا برسیم ییلاق،سرم به شدت درد میکرد ولی با دیدن ریحان نازم آروم شدم.
 
الهـــی قبونس بسم من که چشم گفتن یاد گرفته و سرشو خم میکنه و میگه سَس!نایت اسکین
 
 
 
اینم یه عکس از ریحانم که کیف به دسته.
 
 
3شنبه تا جمعه ییلاق بودیم و جمعه بعدازظهر با داداشی بازم از جاده ی آب پری نور،تو مه زیاد برگشتیم.
 
 
 
اینم یه عکس از جاده ی زیبای آب پری
 
 
 
1شنبه ی هفته ی پیشم که عروسی دوستم(یاسمن) بود که عروس همسایمون
 شده و منو عروسی طرف خودشون دعوت کرد که با مامی و سپیده(دوستم دعوت
 بود)رفتیم و خیلی عروسی خوبی بود.فقط چون دی جی و فیلم بردارش مرد و تو
 تالار بودن،نشد که برقصیم.
 
 
 
چند تا ازدوستای دبیرستانم هم دیدم تو عروسی.
 
 
فرداشبشم عروسی طرف دوماد بود که اونجا هم خیلی خوش گذشت بخصوص دنبال عروس تا تو کوچمون بیایم و عروسو بیاریم،خیلی خوب بود.نایت اسکین
 
 
دوباره شب بعدشم عروسی دختر خاله ی مامی که دختر پسرعموی بابی هم
 میشد،دعوت بودیم و رفتیم چمستان و اونجا هم خوب بود.
 
 
3شب پشت سر هم عروسی و یه نموره خسته کننده بود.
 
 
5شنبه هم مامی و داداشی به خاطر ساخت و ساز خونه رفتن ییلاق و دیشب
 اومدن و من نرفتم.
 
 
انتخاب واحدمم امروز بود و از شانس بد من 3روز در هفته باید برم دانشگاه.شنبه
 خوبه که به خاطر 2تا درس میرم اما 1شنبه و 2شنبه فقط به خاطر یه تک درس.
 
 
 
اول فقط شنبه و2شنبه بود که خیلی خوشحال شده بودم که حداقل با کلاس زبانم
 تداخل نداره اما حالا که شده 1شنبه،احتمالا با کلاس زبانم تداخل داره که موندم
 چیکارکنم البته هنوز معلوم نیست.چون تازه فردا فاینال زبان دارم و بعد فاینال باید
 پرداخت شهریه کنم و تو انتخاب کلاس ببینم اوضاع چطوریه.
 
 
 
تورو خدا دعا کنین تداخل نداشته باشه یا اگرم داره،استادم باهام راه بیاد یا حداقل بشه صبح بگیرم.
 
 
فردا باید 9:30 کانون زبان باشم و امیدوارم امتحانشو به خوبی پاس کنم.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے
 
 
هفته ی دیگه هم(3مهر)عروسی آمل دعوتیم.فرداش(4مهر)تهران عروسی داریم که
 من شاید همون شبش برم تهران و 1هفته بمونم به خاطر اینکه دوباره 11مهرم
 عروسی تهران داریم.نمیخوام برگردم و دوباره این همه راه بکوبم برم.
 
 
خلاصه کــــلی عروسی و عروسی و عروسی...نایت اسکین
 
 
 
راستی 18شــهریور تولد 5سالگـــی وب عزیزم بود.
 
 
باورم نمیشه 5ساله به طور مداوم دارمش.
 
 
19شهریورم تولد پسرخالم(محمدجواد) بود و به خاطر اینکه باهاش قهرم،بهش sms
 ندادم و فقط تو صفحه فیسبوکش براش تبریک گذاشتم.
 
 
تولد هر2تون(وب و پسرخاله)مبالـــــک!
 
 
 
نایت اسکین
 
 
 
 
 
 
 
دیگه خبر خاصی ندارم.
 
 
 
دوشـــتتون دالـــم ســـدیده ســـدید

 
 
 
 
نایت اسکین
 
 
 
 
 
بای تا های

 

| شنبه 22 شهریور1393| 20:37 | ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |