❀◕ ‿ ◕خاطـــرات دخملـــــــی ناناس❀◕ ‿ ◕

ღ*ღ(خاطرات دخملـــــــــــونه)ღ*ღ

 

http://fantasyflash.ru/anime/well/image/we18.gif 

 

سسسسلاااامممم

 

1180627694_www-animaatjes-nl.gif

 

 

سلام به دوستای خوب خودم و همچنین به وبلاگ عزیزم که دلم براش یه ذره شده بود.

 

از 2اردیبهشت تا حالا نشد پست بذارم به دلیل مشکلاتی که برای سرور بلاگفا پیش اومده بود.

 

خداروشکر درست شده و بازم اومدم.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

تو این مدت اتفاقات زیادی برام پیش اومد که نمیدونم از کجاش بگم.

داداشیم از دوره ی آموزشی خدمتش اومد و درحال حاضر بابلسر خدمت میکنه.هر یه روز درمیون میاد خونه.

 

برای مدرک دانشگاهم آخرین بار 9اردیبهشت بود رفتم و چون از دانشگاه وام گرفته بودم،بدجور برام دردسرساز شده بود.500وام گرفته بودم اما چون 2بار دیگه درخواست وام داده بودم و به حسابم نیومده بود،برام لحاظ کردن و شده900.

 قرار شد 400تومنی که به حسابم نریخته بودن رو،واریز کنن که فعلا خبری نشده.

 

اون روز برای پرداخت%10 وام رفتم و پرداخت کردم و بهم گفتن 3روز دیگه بیا دفترچه ی قسط رو بگیر.انقد لفتش دادن،انقد زنگ زدم تا اینکه اون 3روز شد 30روز و هفته ی پیش دفترچه اومد و باید ی روز برم دانشگاه،کارامو تموم کنم.نایت اسکین

 فقط گیرم همین صندوق رفاه بود که امضارو بگیرم،کارم حل میشه.

 جواب ارشدم 23اردیبهشت اومد و قبول شدم.اصلا فکرشو نمیکردم رتبه ام انقدخوب شده باشه.مجاز شدم و انتخاب رشته کردم.ب احتمال زیاد بابلسر یا تهران قبول میشم.

 

جواب نهایی هم شهریور میاد.

برام دعا کنید که همین بابلسر یا تهران قبول شم.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 تو این مدت چند باری هم ییلاق رفتیم و ریحانمو دیدم.

آخ آخ از بس شیرین و خوسمسه حرف میزنه.انقد لپ تاپمو دوست داره.تا منو می بینه میگه تپ تاب آبودی؟(لپ تاپ آوردی؟)

 حتی درحین بازی کردن با لپ تاپم این سوالو میپرسه!

دخترخاله ام(مهناز) هم لپ تاپ داره اما فقط میگه تپ تاپ ایینه.

اصلا دست به لپ تاپ مهناز نمیزنه.

 خدا نکنه بگم دارم میرم خونمون،از گریه غش میکنه.وقتی هم میخواستم بیام شمال،گولش میزدم و سریع از خونه می اومدم بیرون.

 

اینم ریحان خوشگلم:

 

 http://ups.night-skin.com/up-94-02/%D8%B9%DA%A9%D8%B30071.jpg

 

یه اتفاق دیگه ای هم که باید بگم ماجرای تصادفمونه ک 8خرداد ساعت8 شب اتفاق افتاد. 

 

منو مامی و بابی داشتیم از ییلاق به سمت شمال می اومدیم اونم از جاده ی بدقلق و پر از دره ی آب پری.

ب خاطر انکه جاده هراز 1هفته بسته بود،ما هم مجبور شدیم از اون طرف بیایم.

 خدا بهمون رحم کرد سر پیچ ماشینمون چپ کرد و از ماشین پرت شدیم بیرون.مامانم بیهوش شد و منم بینی و سر و صورت و بدنم زخمی و کبود شد.

 فقط50متر میخواست به دره که الآن اون دنیا باشم.نایت اسکین

 وقتی تصادف کردیم،کلی جمعیت و ماشین جمع شدن.

 خاله اینا هم چون ییلاق بودن،نخواستم بهشون بگم اما تو همون

حین،شوهرخالم(آقامهدی) تهران بود،بهم زنگ زد و از صدام فهمید دارم گریه میکنم.

 

منم بهش گفتم تصادف کردیم و اونم به خاله اینا زنگ زد و اونا هم سریع از ییلاق اومدن دنبالمون.

انقد گریه کردم،انقد وحشت کردن که حد نداشت.

 

ماشینمونم 1میلیون هزینه آورد که اون شب با کامیون آوردنش بیرون و امدادخودرو اومد.

 

خلاصه اون شب رفتیم ییلاق.حالم اصلا خوب نبود.سرم ضربه ی بدی خورده بود و تا یه مدت درد میکرد و گیج می رفت.تا ی مدت شبا نمیتونستم بخوابم وقتی اون صحنه یادم می اومد. 

 

هر کی ما رو دید،گفت خدا رحم کرد.

 

خیلی وحشتناک بود.واقعا معجزه ی خدا رو برای چندمین بار به چشمم دیدم.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 ماشینمون درست شد و منم حالم خوبه خداروشکر البته با کلی دکتررفتن و دارو و سِرُم!شکلک های جالب محمد

 

بمیرم الهــی...ریحان وقتی اون شب با خاله اومد،تو تاریکی دست زد به بینیم و گفت مماغت سیتست؟

 

انقد ترسیده بود.فکر کرد من مُردم.فقط میخواست بغل من باشه،فقط حرف منو گوش میکرد.

 

کلاس زبان ترم بهارم تموم شد و هفته ی پیش فاینالم بود که با نمره ی91 از 100 قبول شدم و امروز هم برای ترم تابستون ثبت نام کردم و همون ساعت برداشتم.

ماه رمضونم هست و سخت میشه برام اما خب باید تحمل کنم.نایت اسکین

 

راستی کلاس خیاطیمم از 21اردیبهشت شروع شده و دارم شلوار یاد میگیرم اما چون ماه رمضون اومده،کمتر میرم.آخه هفته ای 2روزه و خیلی زمان میبره تا خوب یاد بگیرم.http://animated-gifs.org/wp-content/themes/frugal/graphics/cat/sewing/sewing-013.gif

 

واقعا خیاطی اعصاب و حوصله میخواد.بعضی وقتا ناامید میشم که نکنه یاد نگیرم ولی باید یاد بگیرم.

 

چرخ خیاطی هم خریدم و منتظرم پدر برام میز درست کنه تا راحت تر کار کنم باهاش البته چرخ قدیمی هم داشتیم اما این بهتره.نایت اسکین

 

اینم چرخ خیاطی قشنگم:

 

http://ups.night-skin.com/up-94-02/%D8%B9%DA%A9%D8%B30100.jpg 

 

 

این بود از ماجرای این مدت من!نایت اسکین

 

امیدوارم دیگه بلاگفا قاطی نکنه که واقعا اعصابم خورد شده.

 

پستای فروردین و اردیبهشتم تو صفحه ی مدیریتم نیست اما تو خود وبلاگم نشون میده.کامنتای وبلاگ دوستان هم باز نمیشه.

 

خداکنه درست شه.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 

نماز و روزه هاتونم قـــبول باشه.

 

الـــتماس دعا!

 

دوستتـــون دارم شـــدیده شـــدید!

 

http://img1.sendscraps.com/se/012/080.gif 

 

 

بای تا های

 

 

 

ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |23:38 |دوشنبه ۱ تیر۱۳۹۴ |




نایت اسکین


سسسسلااااامممم



نایت اسکین



حالتون خوبه دوس جونام؟

دلم خیلی تنگ شده بود.


من پریروز(5شنبه)ازتهران برگشتم بعداز2هفته.


26دی بودرفتم تهران تا27دی که تــــبلدعقسم(ریحانم)بود،باشم.مامانی هم واسه عروسی اومد.چون شب تولدریحان،عروسی بودیم،تولدشوگذاشتیم واسه فرداشبش که مامانـی هم اومد.




کادوی تبلدس ازطرف من(بلوزشلوار)








صبح روزتبلدس،وقتی که کادورودادم.




کیک تبلدس






چ برفی می باره شمال اونم بعد7سال!



خیلی حیاطمون خوشگل شده.



اینم آدم برفی کوچولوی ما!






دیشب عروسی پسرپسرخاله ی مامانم بود.صلواتی ومولـــودی بودوزیادخوش نگـــذشت.


موهای نازوخوشگلمو،5سانتی کوتاه کردم.راحت شدم ولی خب خیلی قشنگ بود.

دیشبم خاله کوچیکم وشوهرخالم ایناخونمون بودن وبعدصبحونه رفتن.

این مدتی که تهــران بودم،ازدیدن ریحــانه جونم سیرشدم.چقداین دخمــــرک خوشمسه اس آخه!


هرچی روببینه ک توجهش وجلب کنه،فوری میپرسه:این دیه؟(این چـیه)؟

هرچی هم ببینه،میخواد.با إإإإ گفتناش،میخوادتابدیم بهش.


خلاصه جیجــــرشده رفته.
نایت اسکین


کلی هم خریدکردم.

21بهمنم بایدبرم تهـــران.آخه عمه وپسرعمه ام وخانومـــش ازمکـــه میان وشبش ولیمه میدن.

کلاسای دانشگاهم معلوم نی ازکی شروع بشه.انتخاب واحدم28دی بودکه 19تابرداشتم و10واحدواسه ترم بعدمی مونه.

برعکس ترم پیش که اصلاصبح هاکلاس نداشتم،این ترم همه ی کلاسام از8صبح شروع میشه وبه سختی بایدصبح زودبیدارشم.غصـــه ام گرفته.


عوضش شنبه هاکلاس ندارم خداروشکـــر.


جمعه هم امتحان ارشددارم و14بهمن،بایدکارتشوبــگیرم.


خبرخاص دیگه ای ندارم.

بایدجواب یادگاری های دوستای مهــــلبونموبدم.هرچندتهرانم که بودم،بالپ تاپم میتونستم بیام نت ولی وقت نداشتم وریحــــانم خیلی اذیت میکرد.


عکس خریدامویرفرصت توادامه ی مطــــلب میذارم.الآن وقتشوندارم.



دوشتتون دالـــم ســــدیده ســـــدید
نایت اسکین



بای تاهای

 

ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |11:37 |شنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۲ |



نایت اسکین



سسسسلااااامممم


نایت اسکین



خوبین دوستای مهربونم؟


امروزامتحانام خداروشکــــرتموم شدودونه دونه نمره هامیادوخیلــــــی خیلــــــی راضی ام.


فرداصبح ایشاا...میرم تهران وقـــراره به امیدخدا،یه چندروزی خستگی امتحان رابه درکنم.


اینم ازتـــرم6که خــــیلی دوسش داشتم.


شنبه هم انتخاب واحــدم شروع میشه.تازه که رفتم توسایت دانشگاه،دیدم دروس ترم بعد،ارائه شده وبرعکس ترم پیش که اصلاصبح هاکلاس نداشتم،ترم بـــعدماشاا...هرروزش8صبح،کـــلاس دارم.


باورکنین ازهمین الآن خوابم گرفت.آخه سختمه6صبح بیدارشم.عوضش تا7شب وهمینـــطورشنبه ها،کلاس ندارم.

20تابایدبردارم که7تامی مونه.اونم میذارم ایشاا...ترم8 که بتونم خودموواسه ارشـــد،آماده کنم.


فردادخمــــرکوشـــــولومومی بینم.


ای ی ی جووونم عــــسیسیـــم.


برای تولدش یه دست بلوزشلوارازبابلسرخـــلیدم.خیلی خوش رنگ وقشنگه.


جمعه شبم عروسی دعوتیم که باخاله اینامیرم.کلی هم خـــریددارم که بایدتهران،خریداموانجام بدم.


راستـــی سعی میکنم تهــرانم که هستم،بیام نت.


امروزم تبلــــــــــدهستی جونم(خواهرزاده ی دوستم،شبنم جونم)بودکه به شیرین جونم(مامانیش)smsزدم وتبریک گفتم.


هستی خاله،تبــــــــــلد5سالگیت مبالک قبونت برم.



خب...چ بگــــویم باز؟


چیزخاصی ب ذهنم نمـــیادفعلا.


برام دعاکنین دوستای خوبـــــــم.


دوشتون دالـــــم ســـدیده ســــدید


نایت اسکین



بای تاهای



ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |22:40 |چهارشنبه ۲۵ دی۱۳۹۲ |




سسسسلاااامممم




خوب وخوشین دوستای خوبم؟

منم بدک نیستم.درگیرامتحانام ب شـــــدت!واسه همینه که دیراومدم.

نایت اسکین


امتحانام از14دی شروع شده و3تاشوتاحالاخیـــــــــلی خوب پاس کـــردم.فرداهم دارم که خیلی خوب خوندم. 


امتحان میان ترم درس رشدم که خیلی نگرانش بودم،بانــــــــــمره ای عالی(19)،گذروندم وخیلی خیلی خوشحـــــــــالم.

دوستام بهم گفتن توواقعاازدست استادهــــــــاشمی،19گـــرفتی؟

روزامتحانشم که شنبه بود،دوستم(ساناز)بهم گفت تواصلاچرااومــــــــدی امتحان بدی؟


ههههه.


25دی،امتحانام تموم میشه وفرداش میرم تهــــــــــران.

ازشانس خوبم،27هُم عـــروسی داریم وخوشحالم که همون وقتیه که من تهرانم وتولدریحــــــــــانه جونمم هست.


خــبرخاصی ندارم.فقط خواستم بیام وحـــاضری بدم که هنوززنده ام ولی کشته مرده ی درســـــــــامم.


برام دعاکنین دوستای مهــــــــلبونم.


دوشتتون دالــــــــــم سدیـــده ســـدید


نایت اسکین


بای تاهای



ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |22:40 |سه شنبه ۱۷ دی۱۳۹۲ |



نایت اسکین



سسسسلااااامممم






نایت اسکین







خوبین دوستای گـــــلم؟



منم خوبم خداروشکـــــر.



راستی یلداتون باتاخــــــیرمبالک.




دیشب ما،خودمون بودیم وخوش گذشت.بااینکه چیزخاصی هم نخوردم امادلم دردگرفت.

آش نخورده ودهن سوخــــــــته!




دیروزآخرین روزکلاسای دانشگاه بودالبته4شنبه تموم شده بودکلاساولی خب من به خاطـــریه کلاس که استادمیخواست درسشوتموم کنه وبیشترش به خاطرگرفتن نمره ی میان ترمم که خیلی خــــــــیلی خوشحالــــــــــم.آخه19شدم.
نایت اسکین



این درسمون به قول استاد،خیلی خیلی بدقلقه وخیلی هم استادمون سخت گیره.دوستام باتعجــــــب میگفتن واقعاتوازدست استادهاشمی،19گـــــــرفتی؟


باورشون نمیشد!
نایت اسکین

خب خداییش خیلی خوب خوندم البته یه نموره ریحانـــــــه جونمم باعث شددرسوخوب متوجه شم.آخه درسم راجع به روانشناسی رشدکودکان بود.دقیقاحالات وحرکاتی که ریحـــــــانه انجام میداد،باتوضیح استادسرکلاس وخوندن کتاب،توذهنـــــــم تداعی میشدوبرام قابل هضم بود.



الهــــــــی ی ی قبونت بسم من!



دیروزدانشگاه خیلی خیلی خـــــلوت بود.

امتحانامم14دی شروع میشه و25دی تموم میشه واولیشم همین درس روانشناسی رشده!


امروزتولد6سالگــــــــیه پسرخاله ی نازم(صاحب)بودکه زنگ زدم وبهش تبریک گفتم.


تبلــــــــدت مبالک عزیزدلــــــــــم.

نایت اسکین



میگفت مگه امروزتولدمه؟

خالم پشت تلفن بهش میگفت مگه من دیشب نگفتم تولدته؟

یادش رفته بودعــــــــــسیسم.

نایت اسکین




دیشب توفیسبوک خوندم که همسربنیامین بهادری(خواننده)توتصادف فوت کرد.خیلی ناراحت شدم.آخه شب یلداآدم عزیزشوازدست بده،خیلی دردناکه.


خدارحمتــــش کنه.





خب باز چ بــــــــگویم؟



دیگه خبرخاصــــــــی ندارم.


زمستون خوب وگـــــــــرمی داسته باسین دوستای خوبم.





دوشتتــــــــون دالم ســـــــدیده ســــــدید


نایت اسکین




بای تاهای


ღ*ღدخملــــــــــی ناناسღ*ღ |20:24 |یکشنبه ۱ دی۱۳۹۲ |